شيخ حسين انصاريان

10

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

عاقبت چون يوسف اندر مُلك مصر و مصر مُلك * عزّتى يا بى چو روزى چند در زندان شوى گر ز خار هجر گريى سيف فرغانى چوابر * از نسيم وصل روزى همچو گل خندان شوى ( سيف فرغانى ) 2 و 3 - الواحد ، الأحد وجود مقدّسش در ذات يگانه است ، ابعاض و اجزا و اعضا ندارد ، براى عدد و اختلاف در پيشگاه حضرتش راهى نيست ، يكى است كه دو ندارد ، واحدى است كه برايش نظير نيست ، احدى است كه شبيه و مثل و كفو و مانند در برابرش وجود ندارد ، كه هر چيزى را شبه و نظير و كفو باشد واحد حقيقى نيست او واحد و أحد است نه واحد و أحد عددى ازلًا و ابداً واحد و أحد ، بىشبه و نظير و منهاى أحد و واحدِ عددى است . شيئ قبل از او نيست و هر چه بعد از اوست مخلوق و مصنوع حضرت اوست و در برابر عظمت و جلال و ربوبيّتش شيئيّتى نيست ، فَهُوَ الْمُتَوَحِّدُ بِالْأزَلِ وَالْأبَدِ ، وَمُتَفَرِّدٌ بِالْوَحْدَةِ وَالْأحَدِيَّةِ . أحد و واحد و هر لفظى كه چنين هيئتى دارد ، همه و همه مشتقّ از وحدت است ، كه آن وجود مقدّس را وحدت حقّهء حقيقيّه است ، و در دار وجود غير از او وجودى نيست و كلّ موجودات پرتو وجود او بلكه هالك و فانى در وجود او هستند : كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ » « 1 »

--> ( 1 ) - الرحمن ( 55 ) : 26 .